تبليغاتX
یک گالری پر از درد دل
 
 
   
 
  "در پی یه اعتراض دانشجویی این نقدیه رو سرودم که متأسّفانه تو یکی از نشریه های دانشجویی چاپش کردند. "

غم در دلم نهفته است

از داد بي جوابم

*
يک روز در پي دوست
با التهاب بسيار
کردم خراب خود را
تا درکنار ياران
فرياد دل برارم
با شور و با شهامت
از وضع نابسامان

*

ياران بسي شکستند
چنگال و ظرف و بشقاب ،
اندر هياهوي جمع
دشنام و نا سزا بود
ياران نسار جانان

*

دشنام و ناسزاشان
در باب اعتراض است ،
اخلاق تند ياران
نه از پي رزالت
در باب انتقاد است

*
ليکن به هوش يارا !
کين جمع با طراوت
روز دگر به هر سو
در پشت در ، به سوراخ ،
هر يک به کنج و پستو ،
از ترس ناز جانان

*
روز دگر چو آمد
خشکيد آن شهامت
در لابه لاي ياران ،
در جاي جاي مطبخ
هر سو حراستي بود
از ناز چشم جانان

*
اين ها همه جواب است
در مبحث عدالت،
مشت است در جواب
فرياد داد خواهان

*
در مبحث عدالت
فرياد ها زياد است ،
ليکن نهال غم شد
فرياد دادخواهان

*
يارا "خموش" يارا !
کين درد ها فراوان ،
اندر دل هزينم
غم باد روي غم باد باد

*
 
 
 |    نوشته شده توسط محمد مهدی
 
 
   
 
 


" نمی دونم چرا بعضی وقتا ، ما با آدمهایی روبه رومی شیم که سر شار از انرژی مثبت اند . "

کارم تموم شده بود ، در راه بازگشت به خونه بودم ،سوار اتوبوس های انقلاب شدم ، خسته بودم، بی اختیار پلک هام بسته می شد ند ، پاهام دیگه توان ایستادن نداشت . خوب دیگه یک شب بیداری و بعد از اون یک روز پر مشغله ؛ نمی شد بیش از این انتظار داشت .

اتوبوس خیابان انقلاب رو به سرعت طی می کرد و ایستگاه ها رو یکی بعد از دیگری . چهار راه ولی عصر ، حافظ ، ...، فردوسی و... . اتوبووس وارد ایستگاه دروازه دولت شد (همون ایستگاه شعبۀ جدید دانشگاهمون ) . نا گهان حسی درونی وادارم کرد که از اتوبوس پیاده شوم .هیچ کار بخصوصی هم در دانشگاه نداشتم ، ولی لحظه ای بعد به خودم گفتم: " حالا که تا اینجا اومدم بذار یه سر هم به دانشگاه بزنم ببینم چه خبره ."

به محض پیاده شدن از اتوبوس ، باد سردی شلّاق وار پوست صورت و دستم که با آن کیفم را گرفته بودم مورد عنایت قرار داد . انگار می خواست بیرحمانه انگشتان دستم را که به دور دستۀ کیفم حلقه زده بودند یکی یکی از کیف جدا کند و کیفم را بدزدد .

آهی از سر ناچاری کشیدم و کیفم را به دست دیگر دادم و دست سرما دیده را با گرمای درون جیبم نوازش دادم . عجب هوای عجیبی بود ! تابش آفتاب ، و آن سوز سرد !؟

راه افتادم به سمت دانشگاه یا به قول ما یونی امّا سوز سرد دست بردار نبود. گاه و بی گاه از لابه لای لباس هایم راهی برای نفوذ پیدا می کرد ؛ و باز داستان همان عنایات شلّاق وار ... . پاهام دیگه رمق نداشت ؛ خستگی کم بود سرما هم به اون اضافه شده بود . امّا حداقل این امید را داشتم که دیگر چند قدمی بیشتر تا دانشگاه باقی نمانده . به محض رسیدن به ساختمان دانشگاه ، پریدم تو ساختمان و به اوّلین شوفاژی که دم دست بود دودستی چسبیدم ، خوشبختانه اولّین شوفاژ همون نزدیک در بود . دستانم کمی گرم شد و جانی تازه یافت ، امّا خستگی هنوز پا بر جا بود ، ازاین رو به همان شوفاژ چند لحظه تکیه دادم و همزمان با دستانم شوفاژ را صمیمانه نوازش می کردم . در همین حال لحظاتی را طی کردم  که نا گهان چهره ای آشنا را دیدم که از دور نزدیک می شد . چشم های خسته و خمارم به سرعت از حالت Stand by در اومد و بر روی چهرۀ آشنا متمرکز شد . اشتباه ندیده بودم . استاد بود . ردپایی از امید در دلم تازه شد، تمام انرزی باقیمانده دروجودم را جمع کردم و سلامی پر انرژی نثار ایشان کردم ، بعد از دو سال و نیم ، عحب دیدار جالبی ! دستانم را که تازه گرم شده بود جلو بردم تا دست بدهم ، استاد دستم را به گرمی فشرد و جواب سلام گرمی چاق کرد . من که از این دیدارناگهانی ذوق زده شده بودم ، دست و پایم را گم کردم و شروع کردم به تپق زدن . استاد پرسید : " ترم چندی ؟ " گفنم : "8... ، نه 7... نه6 "  استاد پرسید : اینجا چی کار می کنی ؟ " گفتم الحمد لله ... داشتم می گشتم " حسابی قاطی کرده بودم . خودم هم نمی فهمیدم چی می گفتم .

امّا انگار یک انرژی تازه در کالبدم دمیده شده ، خستگی کم کم از بند بند بی رمق تنم بیرون رفت ، انگار برای لحظاتی به اندازۀ چند ساعت شارژ شده بودم . شاداب و سر حال . احوال پرسی را به سرانجام رساندیم . حال راضی و خشنود از آمدنم به دانشگاه ، فکر می کنم 2 یا 3 بار ساختمان 4طبقۀ دانشگاه رو از روی خوشحالی بالا و پایین رفتم . روحی تازه یافته بودم . واین شد که بلا فاصله بعد از اومدنم به خونه این پُست را بعد از مدت ها دوری ازوبلاگم نوشتم .

 
 
 |    نوشته شده توسط محمد مهدی
 

pctfx3.1

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي رايگان وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین